فاصله یه حرف ساده است بین بودن و نبودن

تو این چند وقت به دوستیش خیلی عادت کردم. هر وقت بهش احتیاج باشه هست، خیلی صبور و مهربونه هر کاری ازش بربیاد دریغ نمی‌کنه. حسم بهش مثل دوستیه که خیلی وقته باهاش دوستم اما گویا خودش داره اذیت می‌شه اون چیز دیگه‌ای از این دوستی می‌خواد که خودش هم می‌دونه با توجه به وضعیت اقتصادی و تفاوت‌های دیگه‌مون امکان پذیر نیست و برای همین بین رفتن و موندن مردد شده. من هم کاری نمی‌تونم بکنم جز اینکه‌ تونستم بهش بگم هر تصمیمی بگیری من قبول می‌کنم و بهش احترام می‌ذارم، اما می‌دونم که حذف شدنش برام راحت نیست. دوست خیلی خوبی بود برام و فکر نمی‌کردم به این زودی ممکنه این دوستی تموم شه، اما اگه نتونه مدیریت کنه فقط زجر می‌کشه و من دلم نمی‌خواد یه آدم به این خوبی به خاطر من زجر بکشه.

حالا قرار شده حداقل تا یه ماه دیگه تصمیم بگیره که بره یا بمونه و مدیریت کنه. می‌گفت: قبلا تو زندگیم این کار و کردم، اما الان تو آستانه 34 سالگی فکر می‌کنم دیگه انرژی‌شو ندارم. خوب که نگاه می‌کنم می‌بینم کار آسونی نیست خودم دارم تو یه رابطه‌ام همین کارو می‌کنم. دوستیم و می‌خواستم برای همین واستادم و مدیریت کردم خیلی سخته، حتی گاهی شبیه شکنجه می‌شه، اما خب من خودم انتخاب کردم که بمونم (شاید چون آدم رفتن نیستم، هیچ وقت نبودم) برای همین نمی‌تونم از کسی بخوام همچین کاری بکنه. خودش باید ببینه این زجر کنار این دوستی می‌ارزه یا نه؟ برای همین تصمیم گرفتم واستم یه گوشه و ببینم میره یا می‌مونه اما ته دلم امیدوارم که بمونه چون دوستیش از جنس دوستی‌های خوبیه که آدم دوست داره تو حوالی روزگارش نفس بکشه.

/ 9 نظر / 17 بازدید
صاحب شانه

جوري تصميم بگير كه بعدا حسرت نخوري

آرش

وقتی یکی بهم میگه با توجه به تفاوتها و وضعیت اقتصادی این رابطه ممکن نیست یا نمیشه و... دلم میخواد سرشو بکنم و مغزشو بخورم ولی متاسفانه با کمال تاسف خودم هم میدونم که کاملا راست میگه.جوونتر که بودم میگفتم فقط عشق مهمه ولی الان...

صاحب شانه

با گذشت زمان تصميم بگير ولي نگذار زمان جاي تو تصميم بگيره وقتي خودت تصميم بگيري هر چي پيش بياد ميگي خودم تصميم گرفتم ولي اگر زمان تصميم بگيره و چيزي پيش بياد كه ناخوشايندت باشه حسرت به دلت ميكمونه كه چرا خودت تصميم نگرفتي

صاحب شانه

دل قوي دار بانو [گل] مطمئنم بهترين راه انتخاب خواهي كرد

الینا

سلام عزیزم [گل] تازه با وبت اشنا شدم خوندمو لذت بردم یه جورایی مثه همیم به خصوص قضیه ایمان . منم دوستی به نام ایمان دارم 10سال از دوستیمون میگذره دوستی که قرار بود به ازدواجمون منجر بشه ولی نشد و من به ناچار ازدواج کردم ولی با این تفاسیر وهزارو اندی کیلومتری که با هم فاصله داریم همیشه وقتایی که به هم احتیاج داریم از همین راه دور م باهمیم یه دوستی پاک بی الایش ببخشید وقتت رو گرفتم یه کم دلم گرفته بود [لبخند]

شاعر شنیدنی ست

شاید یه نفر سوم بتونه کمک کنه کسی که احساسی به موضوع نگاه نکنه و منطقی مسئله رو تحلیل کنه نمی دونم شایدم خودتون بهترین تصمیم گیرنده باشین ولی امیدوارم بهترین تصمیمو بگیرین به روزم با دولت تدبیر

قوزبيت

دخترا همشون اهن پرستن[تایید]

دومین جشنواره مجازی کتابخوانی

دوست بزرگوار اعترافات یک قلم دومین جشنواره بزرگ مجازی کتابخوانی در دو رده سنی آزاد و نوجوانان در حال برگزاری است. ضمن دعوت برای شرکت در این جشنواره،از شما خواهانیم تا در اجرای این برنامه با پذیرفتن عنوان"همکار افتخاری" ما را یاری فرمائید.

؟

منم یک همچین کسی رو داشتم.. یه دوست ِ فوق العاده... عاشقانه دوستش داشتم و هنوزم.. ولی اون برای من مثل برادری بود که هرگز نداشتم اما اون.. نموند.. حتی سعی کردم احساسمو عوض کنم و عاشقانه مثل یک معشوق دوستش داشته باشم اما نشد.. نتونستم.. هنوزم کسی نتونسته مثل اون دوستم باشه[افسوس]