روابط درون خانوادگی 8

نمیدونم چه حسیه اما تو ماه رمضون عاشق اینم که بازی های قدیمیه میکرو رو  که حالا دیگه با کامپیوتر بازی میکنیم  و بازی کنم

داداش کوچیکه کلی بازی قدیمی که حتی بازی های سگا رو دانلود کرده

اووووف نمیدونین چه کیفی میده من که هنوزم عاشق ماریو (قارچ خورم)


**************************

 

مامان بزرگ خوابه برای همین صدای لپ تاپ و قطع کردم و دارم یکی یکی بازی ها رو به یاد بچگی ها تست میکنم ماریو، بمب گذار، سیرک، داداش بزرگه نشسته کنارم و ناخوداگاه که من دارم بازی میکنم با دهن آهنگ بازی ها رو برام میزنه حتی آهنگ قسمت هایی که میسوزم و برنده میشم رو هم حفظه 

همچین خانواده هنرمندی داریم ما

 

 


/ 7 نظر / 6 بازدید
نساء

وای ..من عاشق ماریو بودم ... هیچوقتم استعداد به اتمام رسوندنشو نداشتم.دوستام می گفتند آخرش می رسه به یه خانومه همدیگرو بغل می کنند...چقدر در عوالم بچگی من دوست داشتم این صحنه رو ببینم .. ولی از اون جایی که استعداد نداشتم همیشه مرحله 3 و 4 game over می شدم!

بلفی

تو یه سوراخ بنویس دیگه هی اینور اونورش نکن آدم یه جوریش میشه بابا [نیشخند]

sara_unicorn

منم دلم کشید خوب ! راستی اسم اون بازی سیرک ه چی ه ؟ مرسی[لبخند]

قطره باران

واو ! چ عالی! مخصوصن اون قسمت صدا در آوردنش! من البته تماشاگر خیلی خوبی بودم وا3 بازی ماریو[نیشخند]

یک من

وایییییی من عاشق بازی ماریوو میکروو بودم و هستمم آدم دلش وا می شه !