روز پدر و روابط درون خانوادگی 5

1)

صبح بلند شدیم و دسته جمعی یعنی با دوتا داداشا رفتیم و پدر رو ماچ کردیم. البته فقط ما ماچشون کردیم چون ایشون فقط گونه‌شو می‌آوردن جلو و تازه  چشم سمت همون گونه رو هم جوری جمع می‌کردن، انگار که به اجبار درحال روبوسی با یه سبیل کلفت تیغ تیغی هستن.

در کل پدر از ماچ و بوسه و اینا به شدت هر چه تمامتر فرارین. ولی خب فقط به اندازه چند بار محدود در سال چیزی نمی‌گن و می‌ذارن ما با سیبیل‌های خیالیمون شکنجه‌اشون کنیم.

به شوخی گفتم پدر، روز پدر برای ما بچه‌هاتون هیچی نگرفتین؟ این چه وضعیه آخه؟

 پدر هم کم نیاوردن وبا خنده گفتن: پس اون هندونه دیشبی که آوردم براتون چی بود؟

 

گاهی بهونه‌های خوشبختی خیلی خیلی کوچیکن ولی می‌تونن بزرگترین حس لذت دنیا رو تو وجوت به وجود بیارن درست مثل حس اون لحظه ی من

و همون موقع یاد شعر وبلاگ شازده کوچولو(میثا) افتادم

پدر یعنی: یک بغل هندوانه در ظهر‌های گرم

 

پدر یعنی: شنیدنِ تمامِ شکایت‌ها

پدر یعنی: یک دست کت‌وشلوار شبِ عید

پدر یعنی: یک سکه‌ی دو ریالیِ روزانه

پدر یعنی: وعده‌ی دوچرخه برای تابستان

پدر یعنی: یک بغل هندوانه در ظهر‌های گرم

پدر یعنی: خدای روی زمین برای مادر

استاد "سهیل محمودی"

خو چیه چرا اینجوری نگاه می‌کنین ما به پدرمون کادو نمی‌دیم. فقط به قشر ظریف خونه کادو می‌دیم .اما همون قشر ظریف هم در گرفتن کادو بسی زمخت می‌شن و با کلی اشک و خواهش و التماس قبول می‌کنن، تازه یه روزِ بعدش هم هی میان دراتاقمون و باز می‌کنن و تو چار‌چوب در وایمیستن و میگن بیاین پولشو بهتون بدم، شما که هنوز از خودمون پول تو جیبی می‌گیرین من راضی نیستم برام چیزی بگیرن و خودتون نیازتون می‌شه....

خلاصه این بساط کادو بازی و اشک و التماس و یه بار درسال اجرا کنیم راحت‌تریم به قران.


پی نوشت:

دلژین وگیلاسی مهربونم و همه ی اون دوستای عزیزم که خونتون از وجود گرمای این فرشته‌های خوب و مهربون خالیه، امیدوارم امشب دعاهای خیرتون مثل نوری زیبا به روح  پدرای مهربونتون برسه و رحمت خدا همیشه شامل حال اونا و شما باشه.

.............................................

2)

دیروز بعد از ظهر هوا خیلی گرم بود تازه با گرمازدگی زیاد خودم و به زور خوابونده بودم، که دیدم گوشیم داره زنگ می‌خوره، گوشی رو ورداشتم دیدم داداش بزرگه است، امتحاناتش تموم شده بود و برگشته بود، گفت من تازه رسیدم و فلان جام هستم، بارم خیلی سنگینه میای دنبالم. گفتم من اگه الان بخوام از رختخواب بیام بیرون و حاضر شم و تو این گرما ماشین و روشن کنم و بیارم از خونه بیرون، تو خودت  رسیدی، گفت خیلی خب باشه، گفتم: ببین حتما آژانس بگیری‌ها. یه وقت پیاده نیای ها، گفت: باشه، گفتم: مطمئن باشم، حتما آژانس می‌گیری؟ گفت: آره، گفتم: اگه آژانس نبود تاکسی دربست بگیر. گفت: خب، خب باشه. خیالم که از آژانس گرفتنش راحت شد، گوشی رو قطع کردم و بعد دوباره به زور خودم و خوابوندم.

غروب که دیدمش سلام کردم و گفتم راحت اومدی؟ چپ چپ نگام کرد و به مامان که روبروش نشسته بوده گفت: بهش میگم: بیا دنبالم، میگه: نمیام ولی آژانس بگیری‌ها، پیاده نیای‌ها، حتما آژانس بگیری ها. انگار خودم از اول عقلم نمی‌رسید میتونم آژانس بگیرم. زنگ زدم این راهنماییم کنه، اونوقت با این همه راهنمایی می‌خوام بدونم پول آژانسم و هم میده یا نه ؟ البته به جون خودم خواستم بدم اما نگرفت :)

همچین خواهر برادرهایی هستیم ما

..............................................

3)

من و11 شب و جیتاک و گودر و تغذیه ایرانی

البته شایعه درست نکنین دوتا گیلاس خوردم با چند تا تمشک بقیه‌شو دست نزده برگردوندم تو یخچال. همون بودنشون انگار قوت قلب بود و از تنهایی درم می‌آورد :)


 

 

/ 13 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سلینا

دقیقا چجوری به زور خودتو می خوابونی ؟ به منم یاد بده [نیشخند]

فرشته

نمیگی عکس اینا رو میذاری بچه دلش میخواد؟

دختر نارنج و ترنج

اول این که روز پدر به پدر بزرگوارت مبارک. انشالله سایه شون سال های سال بر سر شما مستدام باشه. منم از اون تمشکا می خوام خب....................[چشمک]

مريم

فكر كنم داري چاق[سبز] ميشي ريزه ميزه تر بودي ها [بغل]كوچولو كه بودي ميگم جديدان زياد ميخوري پاستا و جگرو قلوه و حالا هم اين ميوه ها نميگي تو اين اتيوپي ما از اين جور چيزا پيدا نميشه تازه اگه هم پيدا بشه مال قشر مرفه جامعه هست نكنه تو هم جز همين اقشاري آره؟ اي مرفه بي درد!!!!!!!!!![دلشکسته]

دختر نارنج و ترنج

نوش جانت عزیز دلم.. تو می خوری انگار به بدن ما هم می رسه. رفاقته دیگه... نه عزیزم. بابای من الان دیگه 13 ساله که فوت کردن. انشالله که سایه ی پدر و مادر همیشه بر سر خانواده ی عزیزت باشه..

پونه

به به چه تمشک هایی

نسعود

چه پاهای قشنگی داری

a.p

به به دهنم اب افتاد ............... راسنی بچه کجایی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

شیرفروش محلش

وای دهنم آب افتاد منم می خوااااااااااااااااااااااااااااااااام [گریه]