کسی در چشمان تو - مرا دوست دارد


همین قدر که می‌دانستم هستی و دوستم داری و دلت برایم تنگ می‌شود برایم کافی بود. همین قدر که می‌دانستم وقتی مرا می‌بینی نمی‌توانی لذت در کنارم بودن  را با تمام چشم‌هایی که در اطرافمان بود فراموش کنی برایم کافی بود. همین قدر که با این همه بالا و پایین داشتن دوستی‌مان همیشه این گونه پشتم بودی و دوستم داشتی برایم کافی بود.

اما امروز وقتی برایم گفتی که با کسی آشنا شده‌ای، وقتی از علاقه‌ات گفتی و حست، انگار چیزی درونم ترک برداشت. اصلا یک‌هو دلم برای حضورت، دوستی دست هایت، محبت چشم‌هایت پر کشید. اصلا یک‌هو دلم لرزید. اما می‌دانم اگر همه چیز به چند روز قبل برگردد باز هم دوست ندارم جز از همان قدری که برایت بودم چیز بیشتری باشم‌ و این وسط پشیمانی از به دست نیاوردن تو در زمانی که می‌توانستم نیست که برایم آزاردهنده و سخت است، نه ! بلکه تنها چیزی که نبودش  برایم سخت است جایگاهی است که در عمق نگاه مهربانت داشتم و حال با  آمدن او شاید دیگر مثل قبل جایی چنان خاص و عمیق در نگاهت برایم نباشد.

اما من چیزهای سخت‌تر را هم گذرانده‌ام. این بار هم باید بتوانم کمرنگ شدنم را بار دیگر تاب بیاورم .

اما امروز دلم لرزید نمی‌دانم از ترس تنهایی بود یا ترس از دست دادن توجه و محبت تو

نمی‌دانم اما انگار گاهی به شدت خودخواه می‌شوم و این چیز خوبی نیست .

باید خوشحال باشم که داری حسی را تجربه می‌کنی که لایقش هستی، حسی که مدت‌هاست لمسش را از خودم دریغ کرده‌ام.

امیدوارم همه چیز همان جوری بشود که می‌خواهی هر چند خودت می‌گویی که هنوز هیچ چیز معلوم نیست و ممکن است خیلی زود همه چیز منتفی شود و برای همین تنها این ماجرا را برای من گفته‌ای و بس

اما با این حال امیدوارم همه چیز در سمتی پیش برود که مشکلی سرراهت نباشد و قلبت آرام بتپد ...


/ 23 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امید صیادی

دورود / خدا از دلت بشنفه خواهر ! [چشمک] ببین دخی جان آدمها میان و میرن روزگار نو و کهنه میشه روز هفته میشه هفته ماه میشه ماه سال میشه و سال به قرن میرسه اما .. اما این قطره آدم نمیشه که نمیشه ! حالا من هی بگم تو گوش نده ! [چشمک] به قول قدیمی ها نترس ... عروس از کوچه شما هم رد میشه . وقت خوش ././././././././././././././././.

raha.d

این بزرگی روحت رو نشون می ده که اون نشسته جلوت و همه چی رو گفته ..چون می دونسته می فهمی... ولی این لحظه ی شکستن و ترک خوردن یک چیزی وسط درست سینه ی ادم خیلی وحشتناکه..درد داره...

سمانه

این پستت رو با تک تک سلولای بدنم حس کردم[افسوس]

چقدر سخته که عشقت را با دیگری ببینی و حضورش را در کنار او تحمل کنی میفهممت با تمام عمق وجودم

بشر

هروقت هرکی به ادم محبت کنه ادم اون امحبت رو دوست داره و وابسته اون میشه هرچند خودش دوست نداشته باشه!!!

قطره

امید جان آدم شم چی میشه ‌؟

شازده کوچولو

ببین قلم من اصلا متوجه نمی شم چی میگی. آدم اگه کسی و دوست داره، دلیلی نداره که سعی کنه عاشقش نشه مگراینکه عشقش و یک طرفه ببینه. ولی اگه فکر می کنه دو طرفه است چه معنی داره که بی هیچ مانعی اونو از خودش دریغ کنه؟ پس یا داری به خودت دروغ میگی و قضیه چیزی بالاتر از دوست داشتنه یا اینکه لرزیدن دلت وقتی که بهت گفته تجربه دیگه ای توی راهشه بی معنیه. اول از هر چیزی با خودت روراست باش.

ستاره

در جواب شازده کوچولو شازده !چون تو موقعتش نیستی درک نمیکنی وقتی یه مرد متاهل با 2 فرزند به یه دختر ابراز علاقه میکنه... وقتی اون مرد خونواده اش رو دوست داره ... وقتی دختر میفهمه معنی عمیق خانواده دوست بودن اون مرد رو... و وقتی هیچ وقت قرار نیست اون دو تا مال هم باشن... بازم سر این حرفت می مونی:"آدم اگه کسی و دوست داره، دلیلی نداره که سعی کنه عاشقش نشه"...

ღஜღ دريـــــــا جــــــــون ღஜღ

سلام امیدوارم که خوب باشید خیلی خیلی اتفاقی اومدم وبلاگتون واقعا زیباست و تکان دهنده ایت متن خیلی رنگ و بوی حاله منو داشت ....از این اتفاق خوشحالم براتون عاقبت بخیری و سعادت آرزو میکنم ... انشالله همیشه شاد و تندرست و موفق باشید و عاشقانه زندگی کنید ....[گل]