آدم درون من

یه ادمی توی من هست به شدت دیوانه دیگه دارم کم کم ازش میترسم

از یه طرف دوست داره ژانوارژان باشه و به همه کمک کنه، واسه همه مرهم باشه، واسه همه سنگ صبور باشه

از یه طرف تو تنهایی های خودش تپش قلب میگیره از اینکه چرا نمیتونه راحت فریاد بکشه راحت عصبانی شه راحت بزنه همه چی و بهم بریزه. من میگم تپش قلب شما همینجوری عادی نخون اونقدرکه دوست داره قرص ارام بخش بخوره اونقدر که دلش میخواد تا آخر عمرش تنها زندگی کنه و هیچ کس و دوست نداشته باشه اونقدر که گاهی میترسه که نکنه افسردگی بگیره

/ 0 نظر / 9 بازدید