حال و هوای ابری

امروز یکی از دوستام حالم و پرسید و من این طوری خودم و براش شرح دادم :

 میدونی  بعضی از آدم ها تو هر مقطع از زندگیشون یکی از پوسته های محافظ زندگیشون و میکنن و به جهان و هر چی تو اونه نزدیکتر میشن
بعضی ها هم تو هر مقطع از زندگیشون یه پوسته تازه به پوسته های محافظ قبلیشون اضافه میکنن و خودشون و تو دنیاشون محدود تر میکنن
فکر کنم دارم مثل دسته دوم عمل میکنم
دارم یه پوسته اضافه میکنم
برای همین کمی نظم زندگی و روحم از بین رفته
و بیشتر ساعات افسرده و انزوا طلب و غمگین به نظر میرسم

/ 10 نظر / 6 بازدید
facebook

فروشگاه facebook رو داشته باش !!

دلژین

بعضیها پوسته اندازی میکنند بعضیها پوسته ریزی درست عین ادم جمله ت رو میگفتی و انقدر نمی پیچوندیش[ابرو][ابرو][ابرو]

مریم

اِی بابا قلم جونم تو هم که همش غمگیزی

حاجی

اینم یه جور بختک که هیچ راه فراری نداریم باید باهاش کنار بیاییم. [ناراحت]

محمد رضا

آنقدر هوای این روزها و مردم سرد هست که ناگزیر آدم ها به دور خود پیله می پیچند و پوسته اضافه می کنند ... گرمای وجود بقیه را باید احساس کرد تا راز غم ها گشوده شود ...

هذیون

وبلاگ جالبی داری به منم سر بزن دوست داشتی تبادل لینک کنیم موفق باشی [گل]

صاحب شانه

یه وقت مثل پیاز نشی یکی بخواد پوست هات در بیاره اشکش دربیاد ! لایه لیاه بودن خوبه ولی در حدش !

علیرضا

غصه نخور کرم کوچولو! پیله ات که وا شه پروانه میشی. برو حالشو ببر! تا حالا به کسی این قدر حال نداده بودم!

اعترافات یک قلم

امیر جان واقعا ممنونم از این همه محبتتون نه حال و هوام دیگه ابری نیست ولی دستم به نوشتن نمیره تا میخوام بنویسم انگار واژه ها فرار میکنن ولی چشم یه غذا برای شا هم شده میذارم [لبخند]