عزرائیل زندگی من

نشسته بودم تو هال داشتم با داداش کوچیکه درد و دل میکردم سر اینکه این اس پیس کذایی لپ تاپم از روز اول خوب کار نمیکرد ومنم هی تنبلی کردم تو فرستادنش به گارانتیو گارانتی هم گذشت
و الان باید کلی پول بالاش بدم که چشمم نمیپره
یه هو بلند شد رفت تست کنه ببینه من چی میگم . منم نشسته بودم همونجا که یه هو صداش از اتاقم اومد که بیا گند زدم
رفتم تو اتاق دیدم اقا با نیش باز دستشون تو هواست و اس پیس بیچاره ی من هم تو دستشونه
یعنی واقعا شما جای من بودین چه حسی داشتین؟ دلم میخواست به خاطر این همه فضولیش میکشتمش.
بهش میگم این به این سفتی رو وقتی داشتی میکشیدی یه لحظه نترسیدی بشکنه؟ با پرویی نگام میکنه میگه خب میشکست مگه چی میشد یکی دیگه میخریدی
میگم داشتی اینهمه پولشو بدی ؟
میگه توهمش میگفتی بیست تومن میشه من از کجا میدونستم اینهمه پولش میشه
میگم یعنی مطمئن نیستی ومیزنی همچین بلایی سر وسایل دیگران میاری؟ روتو برم من
به خدا هر وقت میرم سفر دلم پیش این طفلک معصومه که نکنه این جنایتکاردر نبودم یه بلایی سرش بیاره .همین دفعه پیش بود که رفته بودم تهران ویندوزشو عوض کرد و کلی از فیوریت مازیلامو پروند.



پ.ن :

با نا امیدی پا شدم ساعت 8 شب لپ تاپو گذاشتم رو کولم بردم تعمیراتی خدا روشکر یارو 5 تومن گرفت جا گذاشتش. من و این عزرائیل کنجکاو که هر چی زور زده بودیم موفق نشده بودیم اما فکر میکنم ازاولش هم بدتر شده . هرخطی که مینویسم دوباره از سر باید غلط گیری کنم.

 

بدون ویرایش نوشت:

ببینین اگه نخوام ویرایشکنم چطوری مینویسه . پدرم در میاد وقتی میخوام چت کنم.همشبایدحواسم باشه کهیههویی اینترونزنمکه خرچنگقورباغه ام بره برای مخاطبمناراحت

 

/ 3 نظر / 20 بازدید
مریم

اين داداش كوچولورو خدايش به شما ببخشايد كه اگر مي نبودي شما سوژه براي نوشتن يافت نمي نمودي و ما هم از الافي مردن مي نمودي! نَفَس جان خوشحالم كه بالاخره برگشتي انقدر تنبل نبااااااااااااااش[کلافه]

علیرضا

کیبرد یو اس بی بگیر. از این لپ تاپی ها نه. از اینایی که مال پی سی ان. ارگونومی شون بهتره، کارتم راه میوفته، مچتم درد نمی کنه، شایدم بعدش نوشتنتم بیاد!

مریم

من خواستم آدرس ایمیلمو بدم اما نشد زبان نوشتن هر كاري كردم انگليسي نشد كه نشد.