دلشوره

به داداش کوچیکه میگم جون من حالا که من نیستم کاری با این لپ تاپ بیچاره نداشته باش

میگه نه کاری ندارم فقط میخوام با پی سی شبکه اش کنم

میگم نکن تو رو خدا این و بیخیال شو اگه یه چیزیش بشه دیدی چقدر گرونه وسایلش که

میگه نه سخت افزاری که مشکلی پیش نمیاد شاید نرم افزاری یه چیزش بشه (رو نیست که ....)

میگم خب پس نکن تو رو خدا بیخیال شو این عصای دسته منه

میگه میخوام یاد بگیرم - باید یاد بگیرم

یعنی اگه این عزرائیل بخواد کاری کنه، تهدید و حرف آدمی زاد و زبون خوش و فحش و کتک و در کل هیچی کاری کار ساز نیست الا اینکه اون همون کار مورد نظرشو انجام بده

 ان شالا که رفتم و برگشتم هنوز این وامونده نفس بکشه از الان دلشوره گرفتم که قراره این همه مدت این عرائیل و با این طفلک معصوم تنها بذارم

 


/ 6 نظر / 5 بازدید
قطره

کجا داری میری ببرش با خودت خو !

صاحب شانه

یه جا مخفیش کن ! [نیشخند]

یک من

لطفا بگذارید این داداش کوچیکه شبکه اش رو یاد بگیره . پس فردا براش خوبه خواهر بزرگه .