فرشته مهربونای خونه ما !!

رفتم پیششون دیدم دوتایی ( داداشا ) نشستن پشت مانیتور و دارن تند تند با حریف آنلاین شطرنج بازی میکنن. تعجب کردم که چقدر سریع این دوتا مهره ها رو جابجا میکنن و بینش هم کلی با هم حرف میزنن و بعد دوباره تندی حرکت بعدی رو انجا میدن. رفتم نزدیکتر دیدم دوتا صفحه شطرنج بازه میگم شما دوتا اینقدر سریع دارین تو دوتا صفحه آنلاین بازی میکنین؟ همین طور که چشمام داشت از تعجب میزد بیرون بهم گفتن: هیس برو تو نمیدونی . میگم: خب اگه بگین میفهمم، شما دوتا بازیتون خوب هست خیلی، حالا دیگه نه تا این حد!!!

که میگن: این یکی بازی با کامپیوتره. کـــــــــه این طور! تازه دوزاریم میافته. چشم و دلم روشن این دوتا نابغه نشستن حریف بیچاره اون طرف رو با کاسپارف کامپیوتر خودشون روبرو کردن و دارن این طرف حال میکنن برای خودشون، یعنی هر حرکتی که اون انجام میده اینا برای کاسپارف انجام میدن بعد حرکت کاسپارف و برای حریف خودشون انجام میدن.
میگم: خجالت نمیکشین؟ میگن: نه اسم آیدی ما کاسپارفه این آدم دوست داشت با کاسپارف بازی کنه که اسمشو انتخاب کرد. حالا ما فقط آرزوشو برآورده کردیم حالا هم داره با همون کسی که انتخاب کرده بازی میکنه.

یه نگاه به این دوتا موجود مهربون و پرسخاوت میندازم که با تمام وجودشون سعی در برآورده کردن آرزوهای دیگران دارن و یه نگاه به......... واقعا با این نگاه متعجبی که داره از حدقه چشمم میزنه بیرون به کجا میشه نگاه کرد!

به گمونم پاییز91
/ 0 نظر / 17 بازدید